بوگاتی باز هم نشان داد وقتی پای ساخت یک خودروی تکنسخه و کاملاً اختصاصی وسط باشد، الزاماً قرار نیست از قواعد معمول صنعت خودرو پیروی کند. جدیدترین محصول این رویکرد، بوگاتی دستریه است. خودرویی که در نگاه نخست ممکن است یک مدل کاملاً جدید از بوگاتی به نظر برسد، اما در زیر این ظاهر متفاوت، ارتباط فنی بسیار نزدیکی با یکی از افراطیترین ساختههای این برند یعنی بولاید دارد.
بیتران: دستریه سومین پروژه از برنامه Programme Solitaire بوگاتی است. برنامهای که با هدف ساخت خودروهای کاملاً اختصاصی و تکنسخه شکل گرفته و در آن، خودرو بیش از آنکه یک محصول برای عرضه گسترده باشد، به یک اثر مهندسی و طراحی تبدیل میشود. بوگاتی در این پروژه به سراغ مشتریانی میرود که به دنبال خودرویی فراتر از یک محصول تولیدی هستند؛ خودرویی که قرار است نمونه مشابهی از آن در جهان وجود نداشتهباشد.
بیشتر بدانید: بررسی مزدا EZ-6 آفتاب خودرو | ژاپنی که با پاسپورت چین به ایران آمد
با این حال، این خودرو یک تفاوت مهم با بسیاری از پروژههای سفارشی بوگاتی دارد. این بار شرکت فرانسوی صرفاً به سراغ ساخت یک خودروی لوکس و دستساز نرفتهاست. بوگاتی پایه فنی خودرویی را انتخاب کرده که اساساً برای رانندگی بسیار شدید در پیست ساخته شده و سپس همان زیرساخت را در قالب بدنهای متفاوت، لوکستر و مجسمهوار قرار دادهاست.
به زبان سادهتر، این خودرو را میتوان تلاقی دو دنیای متفاوت دانست؛ دنیای خشن و عملکردمحور بولاید و دنیای لوکس، هنری و کاملاً شخصیسازیشده بوگاتی.

داستان بوگاتی دستریه از کجا شروع میشود؟
برای شناخت بهتر بوگاتی دستریه باید ابتدا سراغ بولاید رفت. بولاید از همان ابتدا با یک مأموریت مشخص طراحی شد؛ خودرویی افراطی برای پیست که تقریباً تمام اجزای آن در خدمت کاهش وزن، افزایش چسبندگی و تولید نیروی عمودی بیشتر قرار گرفتهاند.
بدنه بسیار پایین، ورودیهای هوای بزرگ، بال عظیم عقب و فرم کاملاً مسابقهای، بولاید را از دیگر محصولات بوگاتی جدا میکرد. در این خودرو خبری از تلاش برای ایجاد تعادل میان راحتی، لوکس بودن و استفاده روزمره نبود. هدف اصلی، عملکرد در پیست بود.
مونوکوک فیبرکربنی بولاید در این پروژه حفظ شده، اما بخش قابل توجهی از عناصر آیرودینامیکی و ظاهری آن کنار گذاشته شدهاند. دیگر خبری از بال بزرگ و برجسته عقب بولاید نیست و بدنه به جای آنکه تمام توجه را به تجهیزات آیرودینامیکی جلب کند، فرم نرمتر و یکپارچهتری پیدا کردهاست.

قضیه بوگاتی دستریه چیست؟
نام دستریه ریشه در اسبهای جنگی قدرتمند دوران قرون وسطی دارد. اسبهایی که به دلیل قدرت، استقامت و جایگاه ویژه خود در میدان نبرد شناخته میشدند. بوگاتی با انتخاب این نام تلاش کرده دو ویژگی را همزمان به خودرو نسبت دهد: قدرت و وقار. این ارتباط صرفاً در نام خودرو باقی نمانده و در طراحی آن نیز قابل مشاهدهاست.
بیشتر بدانید: بررسی جتور T1| کراساووری که دوست دارد آفرود باشد
بوگاتی دستریه برخلاف بولاید ظاهر شلوغ و مسابقهای ندارد. خطوط بدنه سادهتر شدهاند، اما تناسبات همچنان افراطی و تهاجمی باقی ماندهاند. کابین میان دو گلگیر عظیم جلو قرار گرفته و قسمت میانی بدنه باریکتر شدهاست. در ادامه، حجم گلگیرهای عقب افزایش پیدا میکند تا خودرو از نمای جانبی حالتی عضلانی و قدرتمند پیدا کند.
نتیجه، خودرویی است که حتی در حالت توقف نیز حالت تهاجمی خود را حفظ میکند، اما این تهاجم را با زبان طراحی یک خودروی لوکس بیان میکند. پس نام اسب جنگی قدرتمند برای چنین ترکیبی چندان هم بیدلیل نیست.

یک متر، فقط یک متر
یکی از اعدادی که بوگاتی در معرفی بوگاتی دستریه روی آن تأکید کرده، ارتفاع خودرو است؛ دقیقاً یک متر. عدد یک متر برای یک سوپراسپرت به خودی خود آنقدر عجیب نیست، اما وقتی این رقم را کنار تناسبات خاص دستریه قرار میدهیم، اهمیت آن بیشتر مشخص میشود.
کابین تقریباً به سطح زمین چسبیده و گلگیرهای جلو و عقب ارتفاع بیشتری نسبت به بخش مرکزی بدنه دارند. همین ترکیب باعث شده خودرو از نمای بیرونی حتی پایینتر از عدد اعلامشده به نظر برسد.
بیشتر بدانید: بررسی راکس ۰۱ پرشیا خودرو | وقتی میخواهی خیلی متفاوت باشی
یکی از اهداف طراحان نیز همین بودهاست؛ حفظ ساختار بصری و هندسی بولاید، اما حذف بخش زیادی از تجهیزات آیرودینامیکی که ظاهر آن خودرو را به یک ماشین مسابقهای نزدیک میکردند.
این تصمیم نتیجه جالبی به همراه داشتهاست. دستریه از یک طرف ظاهری تمیزتر و یکپارچهتر دارد و از طرف دیگر، همچنان به وضوح نشان میدهد که ریشه آن به یک خودروی مسابقهای بسیار جدی برمیگردد.

امضای بوگاتی همهجا هست
با وجود تمام تفاوتها با بولاید، هنوز هم دستریه در نمای جلو همچنان یک بوگاتی است. جلوپنجره معروف نعلشکل، مهمترین عنصر طراحی قسمت جلو محسوب میشود. اطراف این جلوپنجره از قطعات آلومینیومی فورجشده استفاده شده و یک قطعه کربنی نیز نشان بوگاتی را در مرکز آن احاطه کردهاست.
یکی دیگر از عناصر آشنای طراحی بوگاتی، خط C شکل است که در این محصول نیز حضور دارد، اما این بار با رویکردی متفاوت. این خط در قسمتهایی از بدنه ادامه پیدا میکند و در بخشهایی نیز قطع میشود تا سطوح فیبرکربنی و فرم اصلی بدنه بیشتر در معرض دید قرار بگیرند.
این جزئیات نشان میدهد که طراحان تلاش نکردهاند صرفاً عناصر شناختهشده بوگاتی را روی یک بدنه جدید قرار دهند. آنها در واقع زبان طراحی این برند را با تناسبات متفاوت خودرو هماهنگ کردهاند.

بوگاتی دستریه: رنگی شایسته یک خودروی تکنسخه
بوگاتی برای دستریه رنگ اختصاصی Sapphire Celeste را انتخاب کردهاست؛ رنگی آبی و چندلایه که زیر نور عمق بیشتری پیدا میکند و ذرات درخشان آن روی سطح بدنه نمایان میشوند. در کنار این رنگ، بخشهایی از فیبرکربن بدنه نیز به صورت نمایان باقی ماندهاند. اسپلیتر جلو و دیفیوزر عقب نیز با ترکیبی هماهنگ با رنگ اصلی بدنه طراحی شدهاند.
در بخشهایی از پیشرانه و کابین، قطعات فلزی با پرداخت چکشکاریشده دیده میشوند. بوگاتی این نوع پرداخت را به زرههای دستساز شوالیههای قرون وسطی ارتباط دادهاست. بنابراین انتخاب متریال در این خودرو نیز بخشی از داستان طراحی آن محسوب میشود.
تقریباً هیچ جزئیاتی برای تزئین انتخاب نشدهاست. حتی متریال و نحوه پرداخت آنها نیز به داستانی که بوگاتی برای این خودرو تعریف کرده، متصل هستند.
بازگشت به تاریخ بوگاتی
بوگاتی برای توضیح فلسفه دستریه به محصولات مدرن خود اشاره نکرده و بخشی از تاریخ برند را نیز وارد این پروژه کردهاست.
در دهه ۱۹۳۰، شاسی مدل محبوبType 57 پایه ساخت خودروهایی مانند Type 57G و Type 57C Tank بود. این خودروها در مسابقات از جمله لومان حضور داشتند و به موفقیت رسیدند. اما همین خانواده شاسی بعدها در قالب Type 57SC Atlantic به یکی از مشهورترین و ارزشمندترین خودروهای تاریخ طراحی تبدیل شد.
نکته مهم در اینجا، تفاوت شخصیت این خودروهاست. یک زیرساخت فنی میتوانست برای ساخت یک خودروی مسابقهای مورد استفاده قرار بگیرد و همان خانواده مهندسی، پایه ساخت یک خودروی فوقالعاده زیبا و لوکس نیز باشد. بوگاتی همین ایده را در دستریه دوباره زندهکرد.

و اما … W16
تمام این طراحی خاص، زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم زیر بدنه دستریه همچنان همان پیشرانهای قرار دارد که یکی از مهمترین نمادهای مهندسی بوگاتی در دو دهه اخیر بوده است. این خودرو به پیشرانه ۸ لیتری W16 (16 سیلندر Wشکل) چهار توربو مجهز شده است.
قدرت رسمی این نیروگاه ۱۶۰۰ واحد PS اعلام شده که معادل ۱۵۷۸ اسببخار با استاندارد SAE است. این نیرو از طریق یک جعبهدنده دوکلاچه هفت سرعته به هر چهار چرخ منتقل میشود.
ترکیب یک پیشرانه W16 چهار توربو با مونوکوک فیبرکربنی و سامانه انتقال قدرت چهارچرخ محرک، نشان میدهد دستریه قرار نیست اصلاً محافظهکار باشد.
| آیتم | بوگاتی دستریه |
| پیشرانه | ۱۶ سیلندر Wشکل |
| حجم پیشرانه | ۸ لیتر |
| توربوشارژر | چهار توربو |
| قدرت | ۱۵۷۸ اسببخار |
| جعبهدنده | دوکلاچه ۷ سرعته |
| انتقال نیرو | چهارچرخ محرک |
| شاسی | مونوکوک فیبرکربنی |
| چرخهای جلو | ۲۰ اینچ |
| چرخهای عقب | ۲۱ اینچ |
| تعداد تولید | یک دستگاه |
با وجود چنین مشخصاتی، بوگاتی برخلاف بسیاری از ابرخودروها، در زمان معرفی این خودرو اعداد مربوط به شتاب صفر تا صد کیلومتر بر ساعت یا حداکثر سرعت را اعلام نکرده است. میدانیم که این موضوع اتفاقی نیست.
بوگاتی دستریه قرار نیست با اعداد عملکردی و رکوردهای سرعت به عنوان یک رکوردشکن معرفی شود. هدف اصلی پروژه، ترکیب یک زیرساخت فنی بسیار جدی با طراحی اختصاصی، ساخت سفارشی و ارزش کلکسیونی است.
البته وقتی ۱۶۰۰ اسببخار در اختیار خودرویی با چنین ابعاد و ساختاری قرار میگیرد، برای درک تواناییهای آن نیازی به یک عدد شتاب یا حداکثر سرعت نداریم.

کابین، سطح بالا یعنی این
اگر در بخش فنی هنوز میتوان ارتباط بوگاتی دستریه و بولاید را به وضوح دید، داخل کابین این ارتباط تقریباً به نقطه مقابل خود تبدیل میشود. کابین بولاید حالوهوای یک خودروی مسابقهای دارد، اما دستریه وارد دنیایی کاملاً متفاوت میشود؛ دنیای چرم، نوبوک، متریال دستساز و جزئیات سفارشی.
بوگاتی در کابین از چرم و نوبوک با رنگ Ambre Voyageur استفاده کرده و در کنار آن، یک پارچه سهبعدی بافتهشده قرار گرفتهاست. این پارچه با الهام از تکنیکهای طراحی لباسهای لوکس و Haute Couture ساخته شده و رشتههای مسی نیز در ساختار آن به کار رفتهاند.
بیشتر بدانید: بررسی کامل فولکسواگن گلف R | سلطان هاچبکهای جهان در ایران
رشتههای مسی در بخشهایی از داشبورد و رودریها الگویی دایرهای ایجاد میکنند که بوگاتی آن را Halo-Line مینامد. هدف از این ترکیب، ایجاد فضایی بود که از حالت سرد و مسابقهای بولاید فاصله بگیرد، اما همچنان شخصیت فنی خودرو را حفظ کند.
کاملاً مشخص است که در طراحی آن تلاش شده میان مهندسی خودرو و هنر ساخت یک محصول خارقالعاده ارتباط ایجاد شود. دستگیرههای در، دریچههای هوا، مرکز فرمان و برخی قطعات تزئینی با سطح چکشکاریشده ساخته شدهاند. این جزئیات یکی از واضحترین بخشهایی هستند که فلسفه نام دستریه را وارد فضای داخلی خودرو میکنند. بوگاتی این پرداخت فلزی را یادآور زرههای دستساز شوالیهها میداند؛ همان تصویری که با انتخاب نام دستریه نیز ارتباط دارد.

خیلی خیلی پولدارها آماده باشند
بوگاتی هنوز قیمت رسمی بوگاتی دستریه را اعلام نکردهاست. با این حال، برای درک سطح قیمت این خودرو میتوان به بولاید نگاه کرد. قیمت اولیه بولاید حدود ۴.۸ میلیون دلار اعلام شده بود و قرار است تنها ۴۰ دستگاه از آن ساختهشود.
اما بوگاتی دستریه تنها یک دستگاه است و میزان شخصیسازی آن نیز بسیار بیشتر است. به همین دلیل انتظار میرود ارزش آن به شکل قابل توجهی بالاتر از بولاید باشد. البته در چنین پروژهای، قیمت نهایی به هزینه ساخت خودرو ارتباط ندارد.
بیشتر بدانید: مرسدس بنز G کلاس و تاریخچه آن | اعلیحضرت یعنی این!
خریدار دستریه در واقع یک خودروی واقعاً اختصاصی دریافت میکند که هیچ نمونه مشابهی از آن در جهان وجود ندارد. همین موضوع ارزش کلکسیونی خودرو را به شکل قابل توجهی افزایش میدهد.
در بازار خودروهای فوقخاص، گاهی تفاوت میان یک محصول محدود و یک محصول تکنسخه، بسیار بیشتر از تفاوت میان چند میلیون دلار قیمت است. خودروی تکنسخه در واقع بخشی از تاریخ یک برند میشود و همین ویژگی میتواند در ارزش آینده آن نقش مهمی داشتهباشد.

و شاید آخرین نمایش W16 افسانهای
همه میدانیم که مهمترین نکته درباره بوگاتی دستریه، خود خودرو نباشد، بلکه زمانی است که این خودرو در آن معرفی شده. بوگاتی طی سالهای اخیر به تدریج از معماری W16 فاصله گرفته و با معرفی توربیلون وارد مرحله جدیدی از مهندسی محصولات خود شدهاست. از این حیث، دستریه را میتوان یکی از آخرین نمایشهای جدی قدرت معماری ۱۶ سیلندر Wشکل دانست.
پیشرانهای ۸ لیتری، چهار توربو و ۱۶ سیلندر که برای بیش از یک دهه یکی از مهمترین نمادهای مهندسی بوگاتی بوده است. این بلوک بخش مهمی از هویت مدرن این برند را شکل داد و باعث شد نام بوگاتی در دنیای خودروهای فوقسریع با اعداد و مشخصات فنی کمسابقه گره بخورد.


