سوخو ۲۵ ایران، مهمان تازه وارد نیروی هوایی سپاه خواهد شد یا ارتش ؟
بیت ران – علی علوی: سوخو-۲۵ فراگفوت، جنگندهای برای پشتیبانی هوایی نزدیک و یکی از شناختهشدهترین هواپیماهای تهاجمی شوروی است که ریشه طراحی آن به تجربههای این کشور در جنگ جهانی دوم بازمیگردد. این هواپیما پس از دههها حضور در درگیریهای مختلف، از جنگ افغانستان گرفته تا جنگ اوکراین، همچنان در خدمت برخی نیروهای هوایی جهان قرار دارد.
سوخو-۲۵ در طول سالها در نسخههای مختلف ارتقا یافته و برخی مدلهای جدیدتر آن به سامانههای ناوبری و اویونیک دیجیتال، تجهیزات هشداردهنده و جنگ الکترونیک پیشرفتهتر و امکان استفاده از مهمات هدایتشونده مجهز شدهاند. این هواپیما همچنان در حدود ۱۹ کشور مورد استفاده قرار میگیرد و در جنگ اوکراین نیز در مأموریتهای پشتیبانی هوایی نزدیک به کار گرفته شده است.
این هواپیما در غرب با نام ناتویی Frogfoot شناخته میشود و در دوران جنگ سرد با هدف تأمین توان پشتیبانی هوایی نزدیک برای نیروهای زمینی شوروی توسعه یافت. طراحی سوخو-۲۵ تا حد زیادی بر بقاپذیری در ارتفاع پایین و مقاومت در برابر آتش زمینی متمرکز بود؛ به همین دلیل کابین خلبان و بخشهای حیاتی آن با زره محافظت شدند و سامانههای مختلف برای افزایش دوام هواپیما در میدان نبرد در نظر گرفته شد.
سوخو-۲۵ برخلاف بسیاری از جنگندههای چندمنظوره، در طراحی پایه خود به رادار مجهز نبود و برای اجرای مأموریتهای تهاجمی در ارتفاع پایین به سامانههای نشانهروی و تسلیحات متکی بود. دو موتور توربوجت این هواپیما نیز توان لازم برای حمل حجم قابل توجهی از مهمات را فراهم میکردند. سوخو-۲۵ قادر به حمل حدود ۴ تن تسلیحات روی نقاط اتصال زیر بال و بدنه است و همین ترکیب از زره، قدرت آتش و توان پرواز در ارتفاع پایین، لقب «تانک پرنده» را برای آن به همراه داشته است.
اولین جرقه از کجا زده شد ؟
شوروی همواره در زمینه طراحی هواپیماهای اختصاصی برای پشتیبانی هوایی نزدیک، رویکردی متفاوت و پیشرو داشت. در جنگ جهانی دوم، هواپیماهایی مانند ایلیوشین-۲ (Il-2) و نمونه تکاملیافته آن، ایلیوشین-۱۰ (Il-10)، بهطور ویژه برای حمله به اهداف زمینی و پشتیبانی از نیروهای خودی توسعه یافتند.
در سوی دیگر، کشورهای غربی بیشتر تلاش میکردند با تطبیق تسلیحات و تجهیزات، جنگندههای موجود را در نقش جنگنده-بمبافکن به کار بگیرند. هواپیماهایی مانند P-51 Mustang و Hawker Hurricane نیز در مقاطعی از جنگ برای حمله به اهداف زمینی و پشتیبانی از نیروهای زمینی مورد استفاده قرار گرفتند.
پس از پایان جنگ جهانی دوم، شوروی نیز برای مدتی به سراغ همین رویکرد رفت و میگ-۱۷ (MiG-17) را در مأموریتهای حمله زمینی به کار گرفت. با این حال، تجربه عملی نشان داد که جنگندههای طراحیشده برای نبرد هوایی، لزوماً برای انجام مأموریتهای پشتیبانی هوایی نزدیک در میدان نبرد مناسب نیستند. همین مسئله بار دیگر توجه طراحان شوروی را به توسعه یک هواپیمای اختصاصی برای این مأموریت جلب کرد.
در اوایل دهه ۱۹۵۰، شرکت ایلیوشین برای پاسخ به این نیاز، طرح جسورانه ایلیوشین-۴۰ (Il-40) را ارائه کرد. این هواگرد یک هواپیمای تهاجمی جت دوموتوره بود که طراحی آن بهطور ویژه برای عملیات در ارتفاع پایین شکل گرفته بود. ایلیوشین-۴۰ به دو ورودی هوای بزرگ در بخش جلویی بدنه، ساختار زرهپوش و چهار توپ ۲۳ میلیمتری مجهز شده بود.
با وجود طراحی متفاوت، ایلیوشین-۴۰ با مشکلات فنی جدی مواجه شد. یکی از مهمترین مشکلات، ورود گازهای حاصل از شلیک توپها به ورودیهای موتور و ایجاد اختلال در عملکرد آنها بود. تلاش برای رفع این مشکل نیز نتیجه مطلوبی به همراه نداشت و در نهایت پروژه لغو شد.
پس از آن، از سال ۱۹۵۶، نیاز به یک هواپیمای اختصاصی برای پشتیبانی هوایی نزدیک در شوروی برای مدتی طولانی در اولویت قرار نگرفت؛ شرایطی که چند دهه بعد و با تغییر نگاه ارتش شوروی به ماهیت جنگ زمینی، زمینه را برای تولد یکی از مشهورترین هواپیماهای تهاجمی این کشور، یعنی سوخو-۲۵، فراهم کرد.

در همین بازه زمانی، نیروی هوایی آمریکا از ای-۱ اسکایرایدر، یک هواپیمای تکموتوره پیستونی، بهره میبرد. مزیت اصلی این هواگرد، مصرف پایین سوخت موتور پیستونی بود که به آن امکان میداد مدت زمان بیشتری بر فراز هدف باقی بماند و پشتیبانی مداوم ارائه دهد. با این حال، تحولات میدان نبرد در جنگ ویتنام، کارایی این نوع هواپیماها را به چالش کشید. مشخص شد که جنگندههای پیستونی کمسرعت، در برابر سامانههای پدافندی هدایتشونده و بهویژه توپهای کالیبر بالا که به سامانههای راداری مجهز بودند، بهشدت آسیبپذیر و ناکارآمد هستند.
در نهایت، تجربیات تلخ جنگ ویتنام و گسترش سامانههای راداری در توپهای پدافندی، ضرورت طراحی نسل جدیدی از هواگردهای تخصصی پشتیبانی هوایی نزدیک را آشکار کرد. این درسها بهطور مستقیم به برنامه معروف «ایایکس» (A-X) در آمریکا انجامید؛ برنامهای که در سال ۱۹۶۷ به طراحی و توسعه ای-۱۰ تاندربولت ۲ منجر شد؛ هواپیمایی که همچنان یکی از نمادهای شناختهشده پشتیبانی هوایی نزدیک محسوب میشود.

پیروزی قاطع در انتخاب سرباز شایسته
شوروی نیز برنامههای نظامی آمریکا را دنبال میکرد. با آغاز برنامه A-X در آمریکا، شوروی که سالها پیش ایلیوشین-۱۰ را از خدمت خارج کرده بود، مناقصهای برای طراحی یک هواپیمای جدید پشتیبانی هوایی نزدیک برگزار کرد.
در مرحله نخست، نسخه تهاجمی میگ-۲۳، یعنی میگ-۲۷، مورد ارزیابی قرار گرفت؛ اما در ادامه مشخص شد که به یک جت مادونصوت با زره بیشتر و قابلیت بقا بالاتر برای مأموریتهای پشتیبانی هوایی نزدیک نیاز است.
در این مرحله، شرکت ایلیوشین طرح ایلیوشین-۱۰۲ را پیشنهاد داد؛ هواپیمایی که در واقع طرحی برگرفته از ایلیوشین-۴۰ بود، اما ورودیهای هوای آن به دو طرف بدنه منتقل شده بود. این هواپیما توان حمل ۷ تن سلاح، برد انتقالی ۳۰۰۰ کیلومتر با چهار مخزن سوخت خارجی و شعاع رزمی ۷۵۰ کیلومتر با ۴.۴ تن سلاح را داشت. ایلیوشین-۱۰۲ همچنین دو خدمه داشت و یک توپچی در بخش عقب هواپیما مستقر میشد.
در سوی دیگر، شرکت سوخو طرح T-8 را ارائه کرد؛ یک هواپیمای دوموتوره، تکسرنشین و زرهپوش که از ابتدا برای ایفای نقش پشتیبانی هوایی نزدیک طراحی شده بود.
ارتش شوروی در نهایت طرح T-8 را انتخاب کرد؛ طرحی که بعدها با نام سوخو-۲۵ شناخته شد. در مقابل، ایلیوشین-۱۰۲ که از سوی ارتش شوروی پذیرفته نشده بود، سالها در مرحله توسعه باقی ماند و نخستین پرواز خود را در سال ۱۹۸۲ انجام داد.

در سر طراحان سوخو چه میگذشت ؟
طرح T-8 که بعدها به نام سوخو-۲۵ شناخته شد، در ابتدا بر اساس الزامات نیروی هوایی تاکتیکی شوروی طراحی شد. این نیرو، توانایی حمل ۴ تن سلاح و دستیابی به سرعت یک ماخ در ارتفاع پایین را برای هواگرد جدید ضروری میدانست.
با این حال، تیم طراحی با این الزامات موافق نبود و معتقد بود دستیابی به سرعت مافوقصوت برای مأموریت پشتیبانی هوایی نزدیک، کارایی و مزیت عملی قابلتوجهی ایجاد نمیکند. در نتیجه، در سال ۱۹۷۱ طرح بازنگری شد و سرعت نهایی هواپیما در محدوده مادونصوت تعیین شد؛ هرچند در طراحی، امکان دستیابی به سرعت صوت همچنان وجود داشت.

نقطه عطف مهم در روند توسعه این هواپیما در سال ۱۹۷۳ رخ داد؛ زمانی که جزئیات هواگرد آمریکایی ای-۱۰ تاندربولت ۲ برای مهندسان شوروی آشکار شد. یکی از ابتکارات جالبتوجه در طراحی ای-۱۰، قرارگیری دو موتور در غلافهای جداگانه در بخش بالایی و نزدیک بدنه و همچنین استفاده از دمهای عمودی در پشت خروجی موتورها بود؛ آرایشی که به محافظت بیشتر موتورها در برابر موشکهای فروسرخ کمک میکرد.
مهندسان شوروی تمایل داشتند این ایده را نیز در طرح T-8 به کار بگیرند، اما پروژه در مراحل پایانی توسعه قرار داشت و امکان اعمال تغییرات اساسی در آن وجود نداشت. از این رو، در طرح T-8، دو موتور در زیر بدنه و در دو غلاف جداگانه و با فاصله از یکدیگر نصب شدند. این آرایش به گونهای طراحی شده بود که در صورت اصابت و از کار افتادن یکی از موتورها، موتور دیگر آسیب کمتری ببیند و هواپیما بتواند با موتور باقیمانده به پرواز خود ادامه دهد.
پیشنمونه نخست، T-8-1، در سال ۱۹۷۴ تحویل داده شد، اما به دلیل عدم دسترسی به موتور مناسب، نخستین پرواز آن تا ۲۲ فوریه ۱۹۷۵ به تعویق افتاد. در آن روز، ژنرال ولادیمیر ایلیوشین، فرزند سرگئی ایلیوشین، بنیانگذار شرکت ایلیوشین، موفق شد این هواپیما را به پرواز درآورد.
T-8-1 به سامانه تهاجمی سوخو-۱۷M2 و یک توپ دو لول ۲۳ میلیمتری مجهز بود و از دو موتور توربوجت R-95Sh نیرو میگرفت؛ موتورهایی که در واقع نسخه بدون پسسوز موتور R-13 مورد استفاده در میگ-۲۱ محسوب میشدند.
برخلاف A-10 که از موتورهای توربوفن کممصرف بهره میبرد، سوخو-۲۵ از موتور توربوجت R-95 استفاده کرد؛ موتوری که قدرت بیشتری داشت و قابلیت کارکرد با سوخت دیزل را نیز دارا بود.
دومین پیشنمونه، T-8-2، در ۲۶ دسامبر ۱۹۷۵ با موتور کمقدرتتر RD-9 به پرواز درآمد، اما این موتور نیز بهسرعت با R-95 تعویض شد. این نمونه در مقایسه با T-8-1 بهبودهای متعددی داشت؛ از جمله دم بزرگتر، بال پهنتر، کابین خلبان ساختهشده از یک وان تیتانیومی ضدگلوله با مقاومت در برابر گلولههای ۳۰ میلیمتری، توپ دو لول ۳۰ میلیمتری و کاهندههای سرعت در نوک بالها.
مجموعه این ویژگیها، T-8 را به هواپیمایی مقاوم و تخصصی برای مأموریتهای پشتیبانی هوایی نزدیک تبدیل کرد و زمینه را برای شکلگیری سوخو-۲۵ به عنوان یکی از شناختهشدهترین هواپیماهای این رده فراهم ساخت.

کارخانه ای با سرنوشتی تلخ
طرح سوخو-۲۵ برای مدتی تحت تأثیر روند توسعه و تجربههای بهدستآمده از پروژههای سوخو-۲۴ و سوخو-۲۷ قرار داشت. در سال ۱۹۷۸، کارخانه جدیدی در تفلیس گرجستان برای تولید این هواپیما افتتاح شد و نخستین نمونه تولیدی، با نام T-8-15، در سال ۱۹۷۹ به پرواز درآمد.
در سال ۱۹۸۰ و همزمان با آغاز جنگ افغانستان، دو فروند از پیشنمونههای سوخو-۲۵ در مدت تنها ۵۰ روز، ۱۰۰ پرواز عملیاتی انجام دادند. این پروازها عملکرد مثبت و چالاکی قابلتوجه هواپیما را در ارتفاع پایین نشان دادند.
در سال ۱۹۸۱، ارتش شوروی مجوز تولید گسترده سوخو-۲۵ را صادر کرد و خط تولید این هواپیما در تفلیس وارد مرحله تولید انبوه شد.
در نهایت، در جریان جنگ گرجستان و روسیه، کارخانه تولید سوخو-۲۵ در تفلیس نیز هدف حمله قرار گرفت و روند تولید این هواپیما تحت تأثیر این درگیری قرار گرفت.
پیکربندی غول زرهی پرنده
سوخو-۲۵ (فراگفوت) نخستین نمونه تولیدی خود را با ساختاری ترکیبی و مستحکم روانه آسمان کرد. بدنه این هواگرد از ۶۰ درصد آلومینیوم، ۱۹ درصد فولاد، ۱۳.۵ درصد تیتانیوم، ۲ درصد منیزیم و ۵.۵ درصد مواد ترکیبی ساخته شده بود.
بالها در بخش بالایی بدنه قرار داشتند و دو موتور نیز بهصورت جداگانه در غلافهای زیر بدنه نصب شده بودند. ظرفیت سوخت داخلی شامل دو مخزن در بدنه و یک مخزن در هر بال بود که در مجموع به ۳۶۰۰ لیتر میرسید. در صورت نیاز، سوخو-۲۵ امکان حمل چهار مخزن سوخت خارجی با ظرفیت ۸۰۰ یا ۱۱۵۰ لیتر را نیز در زیر بالها داشت.
نمونههای اولیه به موتور R-95 و نمونههای بعدی به موتور R-195 مجهز شدند. این هواگرد فاقد سامانه سوختگیری هوایی بود.
در بخش تسلیحات، زیر هر بال پنج جایگاه برای حمل انواع بمب، راکت و موشک تعبیه شده بود و مجموع ظرفیت حمل تسلیحات به ۴ تن میرسید. بیرونیترین جایگاه زیر هر بال نیز قابلیت حمل موشک هوابههوای R-60 را برای دفاع از خود داشت.
برای افزایش بقاپذیری در میدان نبرد، سوخو-۲۵ به دو سامانه کنترل هیدرولیک مستقل مجهز شده بود. استفاده از لاستیکهای کمفشار با کمکفنرهای نرم نیز امکان فرود هواپیما روی باندهای ناهموار را فراهم میکرد.
از دیگر ویژگیهای حفاظتی هواپیما میتوان به وان تیتانیومی ضدگلوله اشاره کرد که مقاومت آن در برابر گلولههای ۲۳ میلیمتری طراحی شده بود. شیشه جلوی کابین نیز ضدگلوله بود و خلبان برای شرایط اضطراری از صندلی پرتابشونده K-36L، مشابه نمونه بهکاررفته در سوخو-۲۷، استفاده میکرد.

در نمونههای اولیه، کابین خلبان سوخو-۲۵ فاقد نمایشگر سربالا (HUD) بود و به جای آن، از یک گانسایت روی پنل کابین استفاده میشد. هدفگیری تسلیحات غیرهدایتشونده نیز با کمک مسافتیاب لیزری Klen-PS انجام میگرفت؛ سامانهای که در دماغه هواپیما و پشت یک صفحه شیشهای نصب شده بود.
خلبان پس از فعالسازی مسافتیاب، علامت نشانهگیری روی سایت را با استفاده از یک دسته جابهجا میکرد و آن را روی هدف قرار میداد تا قفل لیزری انجام شود. این روش ساده و مؤثر بود، اما محدودیتهایی نیز داشت؛ از جمله وابستگی به دید مستقیم که در شب و شرایط نامساعد جوی با مشکل مواجه میشد، نیاز به پرواز مستقیم به سمت هدف برای حفظ قفل لیزر و همچنین ناتوانی در استفاده از بمبهای لیزری، زیرا سرعت موشک از سرعت جنگنده در محدوده لیزر بیشتر بود.
در عمل، یکی از تاکتیکهای رایج این بود که یک فروند سوخو-۲۵ از فاصلهای ایمن، هدف را با لیزر قفل میکرد و فروند دوم عملیات شلیک را انجام میداد.

سوخو-۲۵، مانند ای-۱۰، فاقد رادار بود و تجهیزات الکترونیکی آن شامل گیرنده هشداردهنده راداری SPO-15، سامانه شناسایی دوست از دشمن (IFF) و پرتابکننده ۱۲۸ تایی شراره و فلر برای مقابله با موشکهای فروسرخ میشد.
این ترکیب از ساختار مستحکم، توان حمل تسلیحات سنگین و سامانههای هدفگیری ساده اما کارآمد، سوخو-۲۵ را به یکی از شناختهشدهترین و موفقترین هواپیماهای پشتیبانی هوایی نزدیک در تاریخ هوانوردی نظامی تبدیل کرد.

شمشیرهای شوالیه
سوخو-۲۵ از یک توپ دولول ۳۰ میلیمتری GSh-30-2 با نواخت تیر حدود ۳۰۰۰ گلوله در دقیقه و خشاب ۲۵۰ فشنگ استفاده میکند. این توپ در بخش دماغه و کمی متمایل به سمت چپ نصب شده است.
در جایگاههای زیر بال، این هواپیما قادر به حمل طیف گستردهای از تسلیحات است؛ از جمله تا ۳۲ بمب ۱۰۰ کیلوگرمی، هشت بمب ۲۵۰ یا ۵۰۰ کیلوگرمی سقوطآزاد و انواع بمبهای خوشهای، ناپالم و بمبهای تأخیری.
سوخو-۲۵ همچنین توان حمل حداکثر هشت راکتانداز ۳۲ لول ۵۷ میلیمتری S-5 را دارد که در مجموع امکان حمل ۲۵۶ راکت را فراهم میکند. در پیکربندیهای دیگر، میتوان از هشت راکتانداز ۲۰ لول ۸۰ میلیمتری S-8 با مجموع ۱۶۰ راکت، هشت راکتانداز پنجلول ۱۲۲ میلیمتری S-13 با مجموع ۴۰ راکت و تا هشت راکت ۲۴۰ میلیمتری S-25 استفاده کرد.
در بخش تسلیحات هدایتشونده نیز سوخو-۲۵ قابلیت حمل تا دو موشک هدایت لیزری Kh-29L با برد حدود ۱۰ کیلومتر، چهار موشک هدایت لیزری Kh-25ML با برد حدود ۱۱ کیلومتر، چهار موشک ضدرادار Kh-25MP و دو موشک هوابههوای فروسرخ R-60 را دارد. همچنین امکان حمل غلاف جنگ الکترونیک SPS-141 یا غلافهای تجهیزات تعمیر و نگهداری برای آن در نظر گرفته شده است.
سابقه سرباز زرهپوش شوروی
سوخو-۲۵ تقریباً بلافاصله پس از ورود به خدمت، در افغانستان به کار گرفته شد و معمولاً در کنار بالگرد میل-۲۴ عملیات میکرد. حملات در افغانستان عمدتاً با استفاده از تسلیحات غیرهدایتشونده انجام میشد و تنها در سالهای پایانی جنگ، استفاده از موشکهای هدایت لیزری نیز افزایش یافت.
در مجموع، ۲۳ فروند سوخو-۲۵ در جریان عملیات افغانستان از دست رفتند؛ تعدادی از این هواپیماها در حملات به پایگاهها منهدم شدند و یک فروند نیز توسط یک F-16 پاکستانی سرنگون شد.
سوخو-۲۵ در برابر آتش توپهای ضدهوایی مقاومت قابلتوجهی داشت، اما ورود موشکهای استینگر به میدان نبرد، تهدید جدیدی برای آن ایجاد کرد. نزدیکی دو موتور به یکدیگر باعث میشد اصابت موشک به یکی از آنها، احتمال آسیبدیدن موتور دیگر را نیز افزایش دهد.
مهندسان شوروی برای کاهش این آسیبپذیری، یک دیواره فولادی به ضخامت ۵ میلیمتر و طول حدود ۱.۵ متر میان دو موتور نصب کردند و خروجی موتورها را نیز برای کاهش میزان دیدهشدن و آسیبپذیری در برابر موشکهای فروسرخ اصلاح کردند.
در نهایت، از نسخه پایه این جنگنده ۵۸۲ فروند تولید شد.
خاندان شوالیه
سوخو-۲۵BM: این نسخه به سامانه ناوبری پیشرفتهتر، موتور R-195، سامانه تهاجمی دیجیتال و مسافتیاب لیزری با برد بیشتر مجهز شد و در مجموع ۵۰ فروند از آن ساخته شد.

سوخو-۲۵یوبی: نسخه آموزشی دوسرنشینه (فراگفوتبی) با سوخت کمتر ولی توان رزمی مشابه (پرواز در ۱۹۸۵، ۱۳۰ تا ۱۸۰ فروند ساخته شد).

سوخو-۲۵یوتیجی: نسخه ناونشین آموزشی با ارابههای فرود محکمتر و قلاب برای گرفتن کابین فرود (۱۰ فروند).

سوخو-۲۵کا و یوبیکا: نسخههای صادراتی پایه و آموزشی (تحویل به چک اسلاوکی در ۱۹۸۴)

تحول در خانواده
پس از فروپاشی شوروی، ناوگان سوخو-۲۵ میان جمهوریهای تازهاستقلالیافته تقسیم شد و بزرگترین سهم به روسیه رسید. این هواپیما در درگیریهایی مانند جنگ چچن و جنگهای ارمنستان نیز به کار گرفته شد. روسیه در دهه ۱۹۹۰، با تکیه بر تجربیات بهدستآمده از جنگ افغانستان و چچن، برنامههایی را برای ارتقای این غول زرهی آغاز کرد.
سوخو-۲۵T: این نسخه به یک برآمدگی در پشت کابین مجهز شد که سامانه ناوبری دیجیتال یکپارچه SUV-25T Voskhod در آن قرار داشت. این سامانه شامل دو رایانه دیجیتال، رادیوی دوربرد و رادار ارتفاعسنج بود و به هواپیما کمک میکرد با ایمنی بیشتری به میدان نبرد هدایت شود.
سوخو-۲۵T همچنین به نمایشگر کابین برای استفاده از تسلیحات هدایتشونده مجهز شد و توانایی بهکارگیری بمب هدایتشونده تلویزیونی KAB-500 و حمل حداکثر ۱۶ موشک ضدتانک هدایت لیزری Vikhr را داشت.
در دماغه هواپیما نیز سامانه Shkval قرار گرفته بود که شامل یک مسافتیاب لیزری و دوربین اپتیکی میشد. این نسخه همچنین از نمایشگر سربالا (HUD) بهره میبرد و برای عملیات شبانه، امکان استفاده از غلاف دید حرارتی در زیر بدنه را داشت.
در نهایت، تنها ۱۲ فروند از سوخو-۲۵T ساخته شد.

سوخو-۲۵TM (۱۹۹۷): این نسخه به غلاف رادار داپلر Kopyo مجهز شد که توانایی کشف اهداف هوایی در فاصله حدود ۵۰ کیلومتر و اهداف زمینی مانند تانک را در فاصله حدود ۳۰ کیلومتر داشت. سوخو-۲۵TM امکان حمل موشکهای هوابههوای R-77، موشکهای ضدرادار و موشکهای ضدکشتی Kh-31 را نیز پیدا کرد. همچنین امکان تجهیز هواپیما به رادار میلیمتری یا غلاف تصویربرداری فروسرخ در نظر گرفته شده بود. در مجموع، ۸ فروند از این نسخه ساخته شد.
سوخو-۲۵SM: این نسخه حاصل برنامه ارتقای نیروی هوایی روسیه بود و به سامانه تهاجمی دیجیتال PrNK-25SM / Klen، سامانه اپتیکی ASP-17BTs-8 شامل دوربین و نشانگذار لیزری، نمایشگر سربالا KA1-1-01، نمایشگر چندمنظوره و سامانه ناوبری ماهوارهای GLONASS/GPS مجهز شد. این نسخه قابلیت استفاده از موشکهای R-73، Kh-29 و Kh-25 را نیز داشت. تا سال ۲۰۱۳، حدود ۶۰ فروند سوخو-۲۵ به استاندارد SM ارتقا یافت و برنامهریزی شده بود این تعداد تا سال ۲۰۲۰ به ۸۰ فروند برسد.
سوخو-۲۵SM3: در این نسخه، سامانه اپتیکی SOLT-25 به کار گرفته شد که از برد کشف حرارتی بیشتر، بزرگنمایی ۱۶ برابری و قابلیت کشف اهداف متحرک از فاصله حدود ۸ کیلومتری برخوردار بود. سامانه دفاعی Vitebsk-25 نیز با حسگر هشدار فروسرخ ۳۶۰ درجه، وظیفه شناسایی تهدیدهای فروسرخ را بر عهده داشت.
سوخو-۲۵SM3 همچنین به سامانه مدرن پرتاب بمب SVP-24 مجهز شد که امکان افزایش دقت استفاده از بمبهای سقوطآزاد را فراهم میکرد. در کابین نیز دو نمایشگر رنگی برای نمایش اطلاعات پروازی و مأموریت در نظر گرفته شد.

سوخو ۲۵ و مدال های افتخار در میادین رزم
سوخو-۲۵ در طول دوران خدمت خود، در شمار قابلتوجهی از درگیریهای نظامی حضور فعال داشته و عملکردی متفاوت از خود به نمایش گذاشته است. یکی از نخستین میدانهای نبرد این هواگرد، جنگ ایران و عراق بود.
عراق در سال ۱۹۸۷ موفق به دریافت سوخو-۲۵ شد و خلبانان عراقی با این هواپیما حدود ۹۰۰ پرواز جنگی انجام دادند. در جریان این مأموریتها، دستکم یک فروند سوخو-۲۵ توسط موشک هاوک سرنگون شد.
در مجموع، عراق ۷۳ فروند از مدلهای مختلف سوخو-۲۵، شامل نسخههای K و UBK، را از شوروی دریافت کرد. با این حال، در جریان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، بیشتر این هواپیماها یا در حملات هوایی نیروهای ائتلاف نابود شدند یا خلبانان عراقی برای جلوگیری از نابودی آنها، سوخو-۲۵ها را به ایران منتقل کردند.
درگیری بعدی که سوخو-۲۵ در آن نقش پررنگی داشت، جنگ داخلی سوریه بود. روسیه با بهرهگیری از این جنگنده، بیش از ۱۶۰۰ سورتی پرواز علیه مواضع مخالفان انجام داد که در جریان آن تنها یک فروند سوخو-۲۵ سرنگون شد. این موضوع نشاندهنده بقاپذیری بالای این هواگرد در محیطهایی با سطح تهدید متوسط بود.
جنگ قرهباغ در سال ۲۰۲۰ نیز صحنه دیگری از حضور سوخو-۲۵ بود؛ جایی که هر دو طرف درگیر، یعنی جمهوری آذربایجان و ارمنستان، از این جنگنده برای پشتیبانی هوایی نزدیک از نیروهای زمینی خود استفاده کردند.
اما گستردهترین و طولانیترین کارزار سوخو-۲۵، جنگ روسیه علیه اوکراین از سال ۲۰۲۲ تاکنون بوده است. هر دو کشور بهطور گسترده از این هواگرد استفاده کردهاند. نیروی هوایی اوکراین نیز موفق شده است چند فروند از سوخو-۲۵های خود را با بمبهای هدایتشونده غربی از نوع AASM همساز کند و تواناییهای عملیاتی آن را افزایش دهد.
در مقابل، نیروی هوایی روسیه نیز در این جنگ متحمل تلفات قابلتوجهی شده است. تا فوریه ۲۰۲۵، دستکم ۳۸ فروند سوخو-۲۵ روسی نابود یا بهشدت آسیب دیدهاند؛ آماری که شدت درگیری و نقش سامانههای پدافندی طرفین را نشان میدهد.
با این حال، شاید یکی از جالبترین وقایع در تاریخ عملیاتی سوخو-۲۵ در جنگ گرجستان در سال ۲۰۰۸ رخ داد. در جریان این درگیری، یک فروند سوخو-۲۵ موفق شد خط تولید سابق خود را هدف قرار دهد و منهدم کند. این رویداد از آن جهت منحصربهفرد است که سوخو-۲۵ در جریان یک جنگ، کارخانهای را که زمانی محل تولید همین هواپیما بود هدف قرار داد؛ واقعهای کمسابقه در تاریخ هوانوردی نظامی.
مهمان موقت ایرانیها
در نهایت، سوخو-۲۵ در ایران نیز مسیری متفاوت را طی کرد؛ مسیری که از ورود هواپیماهای عراقی به ایران آغاز شد و به واگذاری آنها به عراق انجامید.
در سال ۱۹۹۱ و همزمان با عملیات طوفان صحرا، هفت فروند سوخو-۲۵ عراقی به ایران پناه آوردند. این هواپیماها پس از بازسازی، به خدمت سپاه پاسداران درآمدند.
اما در سال ۲۰۱۴ و با گسترش تهدید داعش، ایران تمامی این هواپیماها را به عراق واگذار کرد تا در کنار سوخو-۲۵های تازهتحویلگرفتهشده از روسیه، بخشی از توان تهاجمی عراق در عملیاتهای ضد داعش را تشکیل دهند.
به این ترتیب، پرونده خدمت سوخو-۲۵ در ایران، دستکم در آن مقطع، بهطور موقت بسته شد.
تسلیحات سوخو ۲۵
بازگشایی پرونده سوخو-۲۵ برای ایران از طریق قزاقستان
اکنون، پس از تجربه دو جنگ جدید و گسترش فعالیتهای تجزیهطلبانه، با تغییر ماهیت تهدیدات امنیتی و اولویتهای عملیاتی در مرزهای ایران، پرونده بهرهگیری از سوخو-۲۵ بار دیگر گشوده شده است.
قزاقستان که پس از فروپاشی شوروی بخشی از ناوگان سوخو-۲۵ را به ارث برده بود، در راستای مدرنسازی نیروی هوایی خود و خروج هواپیماهای دوران شوروی، شنیده میشود که به توافقی برای فروش جنگندههای دستدوم سوخو-۲۵ خود به ایران دست یافته است. این خرید در راستای تسریع بازسازی توان پشتیبانی هوایی نزدیک (CAS) ایران انجام شده و میتواند راهکاری مقرونبهصرفهتر و سریعتر از توسعه یک جنگنده بومی یا خرید جنگندههای مدرن و گرانقیمت چندمنظوره باشد؛ بهویژه جنگندههایی که قابلیتهای تهاجمی آنها در مأموریتهای ضدتروریسم و پشتیبانی از نیروهای زمینی لزوماً بهطور کامل مورد استفاده قرار نمیگیرد.
مأموریتهای CAS علیه تهدیدات نامتقارن
در مرزهای شرقی، بهویژه سیستان و بلوچستان، و با توجه به گسترش گروههای تروریستی، قابلیت سوخو-۲۵ برای فرود و برخاست از باندهای خاکی و آمادهنشده، به این جنگنده امکان میدهد از پایگاههای پیشرو و نزدیک به مناطق درگیر فعالیت کند. چالاکی این هواگرد در ارتفاع پایین، امکان واکنش سریع به درگیریهای کوچک و متحرک نیروهای زمینی را فراهم میکند و توانایی حمل انواع راکت و بمبهای سبک، آن را برای مقابله با مواضع و اهداف زمینی در مناطق صعبالعبور مناسب میسازد.
در غرب کشور، بهویژه در مناطق مرزی با عراق و کردستان عراق، تهدیدات اصلی از سوی عناصر گروههای تروریستی تجزیهطلب نشأت میگیرد که برخی از آنها به سامانههای پدافند هوایی سبک دسترسی دارند. در چنین شرایطی، کابین تیتانیومی سوخو-۲۵ و زره بیرونی آن میتواند یک مزیت مهم محسوب شود؛ زیرا این هواگرد برای تحمل آسیبهای ناشی از آتش زمینی طراحی شده و میتواند با استفاده از توپ ۳۰ میلیمتری و راکتها، علیه مواضع زمینی و استحکامات واقع در مناطق کوهستانی به کار گرفته شود.
در جنوب کشور، بهویژه در خلیج فارس و تنگه هرمز، اگرچه مأموریت اصلی هواگردهای رزمی میتواند مقابله با تهدیدات دریایی و شناورهای سطحی باشد، اما در سناریوهای فرضی، از جمله اقدامات متجاوزانه در جزایر یا تهدیدات ساحلی، سوخو-۲۵ میتواند بهعنوان بازوی پشتیبانی هوایی نزدیک نیروهای زمینی و ساحلی مورد استفاده قرار گیرد. توان مانور در ارتفاع پایین و سرعتهای نسبتاً پایین نیز به این جنگنده امکان میدهد در برخی مأموریتهای پشتیبانی نزدیک علیه اهداف زمینی کوچک و متحرک در مناطق ساحلی یا جزایر مورد استفاده قرار گیرد.
عاقبت سوخو-۲۵ در نیروی هوایی ایران چه خواهد بود؟
البته این پرسش نیز مطرح است که آیا ایران توانایی ادغام سامانههای الکترونیکی، ناوبری و تسلیحاتی بومی، از جمله بمبهای هدایتشونده و سامانههای جنگ الکترونیک، با این پلتفرم دستدوم و شرقی را خواهد داشت تا کاستیهای آن در نبردهای شبانه و مأموریتهای هدفگیری دوربرد را جبران کند؟
آیا سوخو-۲۵ در نیروی هوایی ایران صرفاً جایگزین هواپیماهای از خدمت خارجشده خواهد شد یا اینکه بهعنوان یک پلتفرم تمامعیار برای اجرای مأموریتهای پشتیبانی هوایی نزدیک (CAS) به کار گرفته خواهد شد؟




